الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
67
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
حفظ كرده است ، قابل انكار و ترديد نيست ؛ بلكه از گروه بسيارى بزرگان اهل بيت عليهم السلام و دست پروردگان و خواص اصحاب ائمه عليهم السلام و علما و زهّاد نيز تصرّفات و خوارق صادر شده است و هر شبههاى را كه شبهه كنندگان عرضه بدارند ، با وجود اين وقايع و امور خارجى و عينى و حسّى پذيرفته نمىشود ، با اينكه اين ولايت قابل ابداء شبههاى نيست ؛ زيرا نه شرك و تفويض و غلوّ است ، و نه منافى با توحيد مىباشد . تفسيرى از ولايت تكوينى در خاتمه اين فصل ، لازم به تذكّر است كه يكى از بزرگان معاصر - طاب ثراه - در جواب سؤال از معنى ولايت كلّى و ولايت تكوينى ، فرموده است : يك قسم از ولايت تكوينى عبارت است از في الجمله مجراى فيض بودن نسبت به كاينات كه عموم انبيا و اوصيا داشتهاند . و قسم ديگر آن ، عبارت است از : ولايت كلّى تكوينى كه مجراى فيض بودن نسبت به جميع عالم امكان است كه در حقّ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار ثابت شده و دليل آن عبارت است از گفتهء خود صاحبان ولايت . . . با توجّه به آنچه در مطلب ششم از مطالب بخش اوّل بيان شد ، عرض مىكنيم : به نظر ما اين فرمايش براى شرح ولايت تكوينى كافى نبوده و سؤال كننده را بيشتر متحيّر مىسازد ؛ زيرا : اوّلًا : ولايت تكوينى را به مجراى فيض تفسير كردن ، تفسيرى است كه عرف و لغت آن را نمىپذيرند . ثانياً : مجراى فيض بودن ، ولايت نبوده ؛ بلكه حرف ديگرى است ، چنانكه پيغمبران همه مجراى فيض هدايت الهى بودهاند ؛ ولى از اين شأن آنها كسى تعبير به